انارنامه/مجله
مجله
خستگی ذهنی ناشی از هوش مصنوعی: چرا نظارت بر ابزارها بیشتر از کار ذهن را میفرساید؟
۵ مهر ۱۴۰۵

پایان روز است. بدنتان خسته نیست، اما ذهنتان مثل مرورگری است که دهها زبانهی باز دارد و هیچکدام بسته نمیشود. قرار بود هوش مصنوعی کار را سبک کند، ولی حالا میان یک ابزار پیشنویس، یک ابزار خلاصهساز و یک ایجنت کدنویسی رفتوآمد میکنید و خروجی هرکدام را باید بسنجید. شما دچار خستگی ذهنی ناشی از هوش مصنوعی شدهاید. تفکر شما ضعیف نشده و ربطی به دشواریِ عادت کردن به ابزارهای تازه هم ندارد؛ فقط مغز کارهای زیادی انجام میدهد.
خستگی ذهنی ناشی از هوش مصنوعی چیست؟
خستگی ذهنی ناشی از هوش مصنوعی، خستگی شناختیای است که وقتی کسی بیش از ظرفیت ذهنیاش از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کند یا بر کار آنها نظارت کند، با آن درگیر میشود. پژوهشگران BCG به آن «AI brain fry» میگویند. در فارسی «مغزسوزی» و «خستگی مغزی هوش مصنوعی» هم میشنوید. این اصطلاح از پژوهشی میآید که BCG در هاروارد بیزینس ریویو منتشر کرد. آنها ۱.۴۸۸ نیروی تماموقت آمریکایی را بررسی کردند و ۱۴٪ از کسانی که در کارشان از هوش مصنوعی استفاده میکردند، گفتند چنین وضعیتی را تجربه کردهاند.
با چه نشانههایی آن را بشناسیم؟
شرکتکنندگان پژوهش از «مهآلودگی ذهن» و «وزوز ذهنی» حرف زدند: تمرکز برایشان دشوار بود و تصمیمگیریها را به کندی انجام میدادند. همچنین آنها سردردهایی را تجربه میکردند و ناچار بودند مطالبی را که چند دقیقه پیش خوانده بودند دوباره بخوانند. بعضیها برای «بازتنظیم» ذهن باید مدتی از رایانه فاصله میگرفتند. برای اینکه خودتان را بسنجید، این پرسشها را از خودتان بپرسید:
- آیا آخر روز از مدیریت ابزارها خستهترم تا از خودِ کار؟
- درباره یک متنی که چند بار خواندهام مطمئن نیستم؟
- آیا به تصمیمهایی که پیشتر راحت میگرفتم بیشتر شک میکنم؟
- شلوغی ذهنی من به قدری است که مجبورم برای فرار صفحه را ببندم؟
خستهام یا فرسوده؟ تفاوتی که مسیر درمان را عوض میکند
فرسودگی شغلی بیشتر عاطفی و مزمن است و شما احساس بیانگیزگی و بیاثری دارید. خستگی ذهنی شناختی و حاد است و توجه، حافظهی فعال و کنترل اجرایی بیش از ظرفیتشان کار کردهاند. در پژوهش BCG، وقتی هوش مصنوعی کارهای تکراری را از دوش کارکنان برمیداشت، نمرهی فرسودگی شغلی حدود ۱۵٪ پایینتر بود. اما نمرهی خستگی ذهنی تغییری نمیکرد، چون نظارت فشرده بر خروجی ابزارها همچنان نیازمند توجه ذهن است. برای همین پرسش اصلی درباره میزان استفاده نیست. باید مشخص کنیم چه کاری را به هوش مصنوعی میسپاریم و برای هر کار چه مقدار نظارت لازم است.
چه چیزی ذهن را از پا میاندازد؟
نظارتِ بیپایان
کارکنانی که کارشان با هوش مصنوعی نظارت زیادی میخواست، ۱۴٪ تلاش ذهنی بیشتر، ۱۲٪ خستگی ذهنی بیشتر و ۱۹٪ اضافهبار اطلاعاتی بیشتر گزارش کردند. هرچه سیستمی خودکارتر شود، انسان بیشتر باید خروجی آن را پایش کند و انسان در پایشِ طولانی و بیرویداد نمیتواند هوشیاریاش را نگه دارد. نظارت بر عاملهای هوش مصنوعی همین وضع را دارد و سختی دیگر آن در این است که هر بازبینی شامل تعداد زیادی تصمیم ریز است.
پرش میان رشتههای کار
وقتی بین چند ابزار جابهجا میشوید، ذهن از کار قبلی کامل جدا نمیشود. بخشی از توجه شما هنوز پیش کار قبلی میماند و برای کار تازه توجه کم میآورید. با چند پنجرهی همزمان، این بقایا روی هم انباشته میشود.
خزش بیصدای حجم کار
پژوهشگران دانشگاه برکلی هشت ماه یک شرکت فناوری آمریکایی با حدود ۲۰۰ کارمند را زیر نظر گرفتند. نتیجه این بود که با هوش مصنوعی کارها سریعتر میشود، دامنهی وظایف وسیعتر میشود و او کار را به ساعتهای بیشتری از روز میکشاند. نمونهی Gas Town پلتفرم متنبازی است که اجرای همزمان انبوهی از عاملهای کدنویسی را ممکن میکند و یکی از نخستین کاربرانش گفت تماشای سرعت آن برایش اضطرابآور بود. همچنین برخی شرکتها مصرف توکن را اندازه میگیرند و پاداش میدهند، و متا تعداد خطوط کد تولیدشده با هوش مصنوعی را یکی از معیارهای ارزیابی مهندسان قرار داده است. چنین معیارهایی شدت استفاده را میسنجند و به کیفیت نتیجه کار ندارند.
تغییر بهرهوری
رفتن از یک ابزار به دو ابزار بهرهوری ادراکشده را بهطور محسوس بالا برد. ابزار سوم هم چیزی اضافه کرد، اما با شیبی کندتر. بعد از حدود سه ابزار، بهرهوری پایین آمد. همزمانی چند عامل هوش مصنوعی از حدود سه تا به بعد اثر منفی دارد. همه میدانیم چندوظیفگی کارآمد نیست اما باز هربار جذابیتش ما را میکشد، چون وقتی چند ابزار همزمان کار میکنند حس پیشرفت داریم. ولی آن حس با نتیجهی واقعی یکی نیست.
برای کاهش خستگی ذهنی ناشی از هوش مصنوعی چه کاری بکنیم؟
سقف بگذارید
بیش از حدود سه ابزار را همزمان استفاده نکنید.
کارِ درست را بسپارید
کارهای تکراری با نیاز کم به نظارت، مثل دستهبندی اطلاعات یا پیشنویس اولیه را به هوش مصنوعی بسپارید، چون فرسودگی را کم میکنند و نظارت زیادی نمیخواهند.
بازبینی را در بازههای مشخص انجام دهید
بهجای نگاهکردن لحظهبهلحظه به خروجیها، برای مرور آنها زمان تعیین کنید؛ مثلاً هر یک یا دو ساعت.
پیش از رها کردن هر کار، دو جمله بنویسید
الان کجا ایستادهام و قدم بعدی چیست. برای کمکردن بقایای توجه این برنامهی کوتاه را عملی کنید. وقتی به کار برگردید، لازم نیست از اول بازسازی کنید.
خطر نادیده گرفتن خستگی ذهنی ناشی از هوش مصنوعی
هزینهی این خستگی فقط ناخوشایندی نیست. در دادههای BCG، کسانی که دچار آن بودند ۳۳٪ خستگی تصمیمگیری بیشتر داشتند. خطاهای جزئیشان ۱۱٪ و خطاهای عمدهشان (اشتباههایی که میتوانند بر ایمنی یا تصمیمهای مهم اثر بگذارند) ۳۹٪ بیشتر بود. همچنین حدود یکچهارم کسانی که این خستگی را گزارش نکرده بودند به ترک سازمان فکر میکردند، درحالیکه در گروهی که به خستگی ذهنی دچار بودند، ترک شغل به حدود ۳۴٪ میرسید. در پرکاربردترین کاربران هوش مصنوعی هم قصد جدی برای ترک ۳۹٪ بیشتر بود. در بسیاری از موارد این افراد همان «ستارههای» سازماناند که بیش از دیگران از ابزارها استفاده میکنند. این وضعیت بسته به نقش شغلی که هر فرد دارد متفاوت است.
مدیران و تیمها چطور میتوانند جلوی آن را بگیرند؟
کارکنانی که مدیرشان برای پرسشهایشان دربارهی هوش مصنوعی وقت میگذاشت، ۱۵٪ خستگی ذهنی کمتری داشتند. جایی که از کارکنان انتظار میرفت خودشان یاد بگیرند، خستگی ۵٪ بیشتر بود.
اثر هوش مصنوعی بر حجم کار را صریح بگویید
ابهام دربارهی اینکه بهرهوری بیشتر یعنی کار بیشتر یا نه، خودش استرس میآورد.
با تأثیر بسنجید
شدت استفاده را ملاک سنجش قرار ندهید و هدفی روشن و قابلاندازهگیری تعیین کنید.
ظرفیتِ آزادشده را فوراً پر نکنید
کسی که کاری را خودکار کرده و بلافاصله کار تازه میگیرد، انگیزهی نوآوری بعدی را از دست میدهد.
پیام تعادل کار و زندگی را جدی بگیرید
کارکنانی که حس میکردند سازمانشان به این تعادل ارزش میدهد، ۲۸٪ خستگی ذهنی کمتری داشتند. پژوهشگران برکلی هم مفهومی به نام «AI practice» را پیشنهاد میکنند: هنجارهای مشترکی را برای استفاده از هوش مصنوعی در نظر بگیرید از جمله مکث آگاهانه، ترتیببندی کارها و حفظ ارتباط انسانی.
جمعبندی
توجه انسان منبع محدودی است و باید آن را با سنجش تأثیر محافظت کنید و شمارش دفعات استفاده از ابزار برای این کار کافی نیست. خستگی ذهنی ناشی از هوش مصنوعی نشان میدهد ابزار خوب هم اگر بدون سقف مشخص و محدود و بیترتیب به کار برود، ذهن را میفرساید.
پرسشهای متداول
مغزسوزی هوش مصنوعی چیست؟
خستگی ذهنیای است که به خاطر استفادهی بیش از ظرفیت مغز، از ابزارهای هوش مصنوعی یا نظارت بر آنها ناشی میشود.
چند ابزار هوش مصنوعی همزمان مناسب است؟
طبق پژوهش BCG، بهرهوری ادراکشده تا حدود سه ابزار بالا میرود و بعد از آن افت میکند. پس بهصورت همزمان از بیش از سه ابزار استفاده نکنید.
تفاوتش با فرسودگی شغلی چیست؟
فرسودگی بیشتر عاطفی و مزمن است. این خستگی شناختی و حاد است و به میزان نظارت فشرده بر ابزارها ربط دارد.